چهارشنبه ۲۵ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

فرستاده راهبردی؛ ناگفته‌هایی از زندگی سیدالکریم(ع)

فرستاده راهبردی؛ ناگفته‌هایی از زندگی سیدالکریم(ع)
عصر قم - درست در بطن این بحران موجودیتی و انقطاع ارتباطی، شخصیتی وارد میدان می‌شود که ژن شجاعت، درایت و کرامت را از جدش امام حسن مجتبی(ع) به ارث برده است. عبدالعظیم حسنی(ع) در این مقطع تاریک، نه یک گوشه‌نشین منفعل و نه یک راوی ساده، بلکه یک عالم کنشگر، محدث جریان‌ساز و فرستاده‌ای راهبردی است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - درست در بطن این بحران موجودیتی و انقطاع ارتباطی، شخصیتی وارد میدان می‌شود که ژن شجاعت، درایت و کرامت را از جدش امام حسن مجتبی(ع) به ارث برده است. عبدالعظیم حسنی(ع) در این مقطع تاریک، نه یک گوشه‌نشین منفعل و نه یک راوی ساده، بلکه یک عالم کنشگر، محدث جریان‌ساز و فرستاده‌ای راهبردی است.

خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا: برای بسیاری از ما، نام حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) با گنبدی درخشان در قلب شهر ری، آرامش معنوی صحن‌ها، زیارتنامه‌خوانی و پاداشی شگفت‌انگیز معادل زیارت سیدالشهدا (ع) گره خورده است. این تصویر زیبا و آشنا، اگرچه حقیقتی انکارناپذیر است، اما تنها برشی کوچک از یک حماسه بزرگ تاریخی به شمار می‌رود. تقلیل جایگاه این شخصیت عظیم‌الشأن به یک امامزاده واجب‌التعظیم و زاهد، در واقع محروم کردن جامعه امروز از درک یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های جامعه‌شناسی سیاسی و تاریخ مبارزاتی تشیع است.
برای شناخت دقیق و بدون روتوش سیدالکریم(ع)، باید با عینک تحلیل تاریخی به میانه قرن سوم هجری سفر کنیم؛ دورانی که یکی از تاریک‌ترین، ملتهب‌ترین و خفقان‌آورترین مقاطع تاریخ اسلام در حال رقم خوردن بود. در این مقطع، متوکل عباسی بر تخت خلافت تکیه زده است؛ خلیفه‌ای که کینه‌توزی‌اش نسبت به آل علی(ع) مرزی نمی‌شناسد. او نه تنها دستور تخریب و شخم زدن مزار امام حسین(ع) را صادر می‌کند، بلکه امام هادی(ع) را نیز در پادگان‌شهر نظامی سامرا تحت شدیدترین محاصره‌های امنیتی و حصر خانگی قرار می‌دهد. ماشین ترور و سرکوب عباسی، با تمام قوا در حال حذف فیزیکی رهبران شیعه، قطع شبکه‌های مالی و بایکوت کامل مکتب اهل‌بیت(ع) است.
درست در بطن این بحران موجودیتی و انقطاع ارتباطی، شخصیتی وارد میدان می‌شود که ژن شجاعت، درایت و کرامت را از جدش امام حسن مجتبی(ع) به ارث برده است. عبدالعظیم حسنی(ع) در این مقطع تاریک، نه یک گوشه‌نشین منفعل و نه یک راوی ساده، بلکه یک عالم کنشگر، محدث جریان‌ساز و فرستاده‌ای راهبردی است. او با درک درست از آرایش جنگی دشمن، استراتژی مبارزه پنهان را برمی‌گزیند و مأموریت می‌یابد تا در اوج خفقان امنیتی، شبکه‌ای مویرگی از ارتباطات عقیدتی را معماری کند. در تحلیل سیاسی حرکت ایشان، نباید واژه انفعالی «فرار» را جایگزین «تاکتیک» کرد. ایشان با هدایت ولیّ زمان خود، دست به یک هجرت ژئوپلیتیک زد و شهر ری را به عنوان مقصد برگزید؛ شهری که در آن زمان یک چهارراه بزرگ تجاری و جمعیتی در مسیر جاده ابریشم بود و تنوع اقوام و مذاهب در آن، امکان استتار و فعالیت خاموش را فراهم می‌کرد. او با اقامت پنهانی در سرداب خانه یکی از شیعیان، یک هسته مقاومت فرهنگی را پایه‌گذاری کرد و مرکز ثقل معارف شیعی را از بغداد و سامرا که زیر تیغ خلیفه بود، به فلات مرکزی ایران منتقل ساخت تا بستر برای تبدیل شدن ایران به پایگاه اصلی تشیع در قرون بعدی فراهم شود.
در کنار این هوشمندی سیاسی، شاهکار تحلیلی زندگی او که ایشان را به الگویی بی‌بدیل تبدیل می‌کند، ماجرای «عرضه دین» و خضوع مطلق او در برابر امام هادی(ع) است. قرن سوم هجری، عصر تلاطم مکاتب فکری و فرقه‌های نوظهوری بود که هر یک با شعارهای جذاب، جامعه را دچار تشتت کرده بودند. در این میان، حضرت عبدالعظیم(ع) خود یک نخبه تراز اول، فقیهی دانشمند و از نوادگان ارشد امام مجتبی(ع) بود که موهایش در مسیر علم سپید شده بود. با این حال، او با آن جایگاه عظیم علمی، خدمت امام جوان‌تر از خود می‌رسد و عقایدش را عرضه می‌کند تا درستی آن‌ها را محک بزند. این اقدام، یک پیام رسانه‌ای و آموزشی عظیم برای نخبگان است؛ پیامی که نشان می‌دهد اجتهاد و علم، اگر با ولایت‌پذیری تنظیم نشود، به انحراف کشیده خواهد شد. او به جامعه آموخت که در برابر ولیّ معصوم، جایی برای غرور علمی و ادعاهای روشنفکری وجود ندارد و قطب‌نمای عقیدتی، تنها با اتصال به امام تنظیم می‌شود.
همین تقوا، علم و تسلیم محض، از ایشان شخصیتی ساخت که بتواند یکی از بزرگترین بحران‌های آینده شیعه را مدیریت کند. جامعه‌ای که بیش از دو قرن به حضور فیزیکی امامان معصوم عادت کرده بود، باید برای عصر «غیبت» آماده می‌شد و یاد می‌گرفت که دین خود را از طریق علما دریافت کند. در شرایطی که حصر شدید امامان در سامرا، ارتباط شیعیان را قطع کرده بود، حضرت عبدالعظیم(ع) نقش یک گره مرکزی ارتباطات را ایفا کرد. وقتی امام هادی(ع) به شیعیان می‌فرمودند که مشکلات دینی خود را از عبدالعظیم حسنی بپرسند، در واقع در حال نهادینه‌سازی شبکه وکالت و مرجعیت علمی بودند. عبدالعظیم(ع) کاتالیزوری بود که شیعه را برای ورود به سخت‌ترین دوران تاریخی خود آموزش داد.
با درک این شبکه عظیم از مجاهدت‌های خاموش، علمی و سیاسی است که می‌توان به راز آن روایت مشهور پی برد؛ روایتی که ثواب زیارت قبر او در ری را با زیارت امام حسین(ع) در کربلا برابر می‌داند. این روایت، یک تعارف یا مبالغه نیست، بلکه رمزگشایی از یک مأموریت مشترک است. امام حسین(ع) در کربلا با جهاد سخت در برابر انحراف دستگاه خلافت ایستاد و بیش از یک قرن بعد، حضرت عبدالعظیم(ع) در برابر دستگاه خلافت عباسی که قصد نابودی نرم تفکر اهل‌بیت را داشت، با «جهاد تبیین»، حفظ احادیث و کادرسازی، همان مأموریت سیدالشهدا(ع) را در قالب «جنگ نرم» پیش برد. حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) قهرمان حفظ ساختار تشیع در طوفان خفقان عباسی است و حیات او به ما می‌آموزد که چگونه می‌توان با ترکیبی از هوشمندی سیاسی، تواضع نخبگانی و استقامت مکتبی، در تاریک‌ترین دوران‌ها، روشن‌ترین مسیرها را برای آینده یک مکتب ترسیم کرد.
الناز موسوی یکتا/ پژوهشگر جنگ شناختی و عرصه رسانه
..........................
پایان پیام


نظرات شما