عصر قم - استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به نقش رسانه در فرهنگ گفت: اگر یک سریال تلویزیونی بیننده زیادی داشته باشد، صرف این میزان مخاطب به معنای موفقیت فرهنگی آن سریال نیست.
حجتالاسلام حسن یوسفزاده، استاد حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، به تبیین مفهوم فرهنگ و مؤلفههای آن پرداخت و گفت: برای شناخت دیپلماسی فرهنگی ابتدا باید درک روشنی از مفهوم فرهنگ داشته باشیم .
وی با اشاره به برخی تعاریف عمومی از فرهنگ اظهار داشت: گاهی فرهنگ را هر چیزی میدانند که بشر در آن تغییری ایجاد کرده و آن را در مقابل طبیعت قرار میدهند، اما این تعریف در تلقی عمومی و آکادمیک از فرهنگ، تعریف کاملاً قابل قبولی نیست؛ زیرا در این صورت تقریباً همه چیز فرهنگی خواهد شد و محدود کردن حوزه فرهنگ برای مطالعه دشوار میشود .
استاد حوزه و دانشگاه افزود: در تعبیر سنتی، فرهنگ را معمولاً مجموعهای از دستاوردهای معنوی میدانیم که باورها، ارزشها، هنجارها، نمادها و آداب و رسوم را دربرمیگیرد. بنابراین، وقتی از فرهنگ سخن میگوییم، باید این عرصهها را مورد توجه قرار دهیم .
ارتباط باورها، ارزشها و رفتارها
حجتالاسلام یوسفزاده با بیان اینکه باورها در شکلگیری ارزشها و رفتارها نقش دارند، تصریح کرد: باور وقتی از طریق ارزشها، گرایشها و منش به رفتار میرسد، از مسیر علم و دانش نیز عبور خواهد کرد. بنابراین، باور، ارزش، گرایش، هنجار، کنش، آداب و رسوم و نمادها، همگی ذیل واژه فرهنگ به معنای عام کلمه قرار میگیرند .
وی ادامه داد: دانش در عرض این مؤلفهها نیست، بلکه در طول آنها قرار دارد و محصولات علمی مانند کتاب، مقاله و نشریات نیز بخشی از این فرآیند هستند .
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه به مفهوم «هستها» اشاره کرد و گفت: هستها مجموعه چیزهایی هستند که ما به وجود آنها اعتقاد داریم و آنها را میشناسیم؛ مانند دنیا، قیامت، بهشت، جهنم و ملائکه. برخی از این هستها در عالم غیب قرار دارند و با چشم دیده نمیشوند، اما در نظام اعتقادی انسان وجود دارند .
وی افزود: از رابطه میان هستها، ارزشها به وجود میآیند. برای نمونه، اگر خدا، بهشت و جهنم را به عنوان واقعیت باور کنیم، از این باورها بایدها و نبایدهایی شکل میگیرد؛ بنابراین، اگر بهشت وجود دارد، باید برای رسیدن به آن تلاش کرد و اگر جهنم وجود دارد، باید از آن اجتناب کرد .
نسبت عقل و دین در تعیین بایدها و نبایدها
حجتالاسلام یوسفزاده با اشاره به بحث «بایدها و نبایدها» در فلسفه اخلاق اظهار داشت: در فلسفه اخلاق، بحث جدی این است که آیا بایدها اعتباری هستند یا واقعی و ضرورت آنها چگونه تبیین میشود. در این زمینه، آیتالله مصباح از نظریهپردازان جدی این عرصه است که مباحث فراوانی را در این زمینه مطرح کرده است .
وی با اشاره به نسبت عقل و دین خاطرنشان کرد: عقل میتواند بسیاری از کلیات را درک کند، اما در چگونگی عمل و جزئیات، دین به انسان کمک میکند. برای مثال، اصل اینکه خدا را باید عبادت کرد ممکن است با عقل فهمیده شود، اما اینکه چگونه عبادت کنیم، دین به ما آموزش میدهد .
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: اگر عقل به تنهایی برای هدایت انسان کافی بود، نیازی به پیامبر بیرونی وجود نداشت. انسان یک پیامبر درونی یعنی عقل دارد و پیامبران نیز پیامبران بیرونی هستند که راهنمایی و هدایت را به انسان ارائه میکنند .
وی افزود: برای مثال، دین به انسان میآموزد که به پدر و مادر احترام بگذارد، صدای خود را بر سر آنها بلند نکند و در برابر آنها چگونه رفتار کند. بنابراین، ابتدا رابطه هستها با یکدیگر سنجیده میشود و سپس به بایدها و نبایدها میرسیم .
هنجار؛ الگوی رفتاری متناسب با شرایط
حجتالاسلام یوسفزاده در ادامه با تعریف هنجار گفت: هنجار یعنی الگوی رفتاری. اخلاق نیز الگوهای رفتاری را برای انسان مشخص میکند. برای مثال، احترام به پدر و مادر، حضور در کلاس و نحوه رفتار با استاد میتواند در قالب الگوهای رفتاری و هنجارها مورد بررسی قرار گیرد .
وی تأکید کرد: هنجار الزاماً یک رفتار کاملاً ثابت و غیرقابل تغییر نیست، بلکه ممکن است شکل اجرای یک الگوی رفتاری متناسب با شرایط تغییر کند. اصل رفتار حفظ میشود، اما نحوه اجرای آن میتواند متناسب با شرایط متفاوت باشد .
نمادها؛ از طبیعت تا قراردادهای اجتماعی
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به جایگاه نمادها در فرهنگ اظهار داشت: نمادها نیز بخش مهمی از فرهنگ هستند. برخی نمادها برگرفته از واقعیت و طبیعت هستند و برخی دیگر کاملاً قراردادیاند .
وی افزود: علائم راهنمایی و رانندگی نمونهای از نمادهای قراردادی هستند. رنگهای مختلف و نشانههای مختلف در این نظام، معناهای مشخصی دارند که در جامعه برای آنها قرارداد ایجاد شده است .
حجتالاسلام یوسفزاده خاطرنشان کرد: برخی نمادها نیز از طبیعت الگوبرداری شدهاند. برای مثال، در صنعت هواپیماسازی، برادران رایت از پرندگان و نحوه پرواز آنها الگوبرداری کردند. بنابراین، نشانهها و نمادها میتوانند هم از واقعیت و طبیعت گرفته شوند و هم به صورت قراردادی شکل بگیرند .
کنش؛ رفتار معنادار انسان
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به مفهوم «کنش» گفت: کنش همان رفتار است، اما با یک تفاوت مهم؛ کنش، رفتار معنادار است. کنش رفتاری است که نیت و هدف دارد و به همین دلیل در مفهوم کنش، تفاوت انسان و حیوان نیز مطرح میشود .
حجتالاسلام یوسفزاده ادامه داد: حیوان بر اساس غریزه عمل میکند، اما انسان بر اساس معنا و هدف عمل میکند. بنابراین، رفتاری که با نیت و معنای خاص انجام شود، کنش نامیده میشود؛ در حالی که یک واکنش غیرارادی لزوماً کنش معنادار نیست .
ضرورت تمایز میان موضوعات واقعی و احساسی
این استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر ضرورت تفکیک موضوعات واقعی از موضوعات احساسی تصریح کرد: یکی از مسائلی که دانشجویان علوم انسانی و بهخصوص رشتههایی مانند فرهنگ و ارتباطات، مدیریت فرهنگی و جامعهشناسی باید به آن توجه کنند، تمایز میان موضوعات واقعی و احساسی است .
وی افزود: در موضوعات واقعی باید به خبره و کارشناس مراجعه کرد و دادهها را به صورت روشمند به دست آورد، اما در موضوعات احساسی، ممکن است مراجعه به احساس و تجربه افراد موضوعیت داشته باشد .
حجتالاسلام یوسفزاده خاطرنشان کرد: گاهی تصور ما از واقعیت با خود واقعیت تفاوت دارد. ممکن است بر اساس تجربههای اطراف خود تصور کنیم یک پدیده بسیار گسترده است، اما وقتی آمار و دادههای واقعی را بررسی میکنیم، نتیجه متفاوت باشد .
وی ادامه داد: تفاوت یک دانشجوی علوم انسانی با فردی که مطالعات آکادمیک نداشته، در همین تمایز گذاشتن میان موضوعات واقعی و احساسی مشخص میشود. عالم کسی است که بر اساس واقعیت پاسخ میدهد و داده را به صورت روشمند به دست میآورد، در حالی که ممکن است فرد غیرمتخصص بر اساس احساس و برداشت شخصی پاسخ دهد .
ارزیابی آثار رسانهای تنها با میزان مخاطب ممکن نیست
استاد حوزه و دانشگاه در ادامه با اشاره به نقش رسانه در فرهنگ گفت: اگر یک سریال تلویزیونی مثلاً ۸۰ درصد بیننده داشته باشد، صرف این میزان مخاطب به معنای موفقیت فرهنگی آن سریال نیست .
وی افزود: برای ارزیابی موفقیت فرهنگی یک اثر باید دید این سریال چه پیامدهایی در جامعه داشته است؛ آیا توسعه فرهنگی اتفاق افتاده، آیا خلاقیتهای بیشتری ایجاد شده، آیا خانوادهگرایی افزایش یافته و آیا ارزشهای فرهنگی تقویت شدهاند یا خیر .
حجتالاسلام یوسفزاده تصریح کرد: رسانه ممکن است اعلام کند که یک سریال ۸۰ درصد بیننده داشته است، اما میزان بیننده فقط یک شاخص است و لزوماً به معنای موفقیت فرهنگی نیست. گاهی یک اثر ممکن است مخاطب زیادی داشته باشد، اما پیامدهای فرهنگی آن نیازمند بررسی کارشناسی باشد .
وی با بیان اینکه باید میان موفقیت رسانهای و پیامد فرهنگی تفکیک قائل شد، اظهار داشت: هر کسی که بتواند این دو موضوع را از یکدیگر تفکیک کند، میتواند پاسخ دقیقتر و علمیتری ارائه دهد .
زندگی مدرن و کاهش فرصت تأمل
حجتالاسلام یوسفزاده همچنین با اشاره به ویژگیهای زندگی مدرن گفت: یکی از مسائل زندگی مدرن، افزایش سرعت زندگی است. در زندگی شهری، سرعت افزایش پیدا کرده و فرصت تفکر و تعامل عمیق کاهش مییابد .
وی افزود: یکی از راههایی که انسان برای سرگرمی و پر کردن این زمان پیدا کرده، استفاده از رسانههاست. تلویزیون، سینما، رادیو و رسانههای جدید، بخشی از این فرآیند هستند .
این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: سینما در ابتدا یک فناوری بود و یکی از کارکردهای مهم آن سرگرمی است. رادیو و تلویزیون نیز علاوه بر کارکردهای دیگر، کارکرد سرگرمی دارند. امروز نیز رسانههایی مانند اینستاگرام علاوه بر ارتباط، کارکرد سرگرمکننده دارند .
وی ادامه داد: رسانههای مدرن تا حد زیادی برای سرگرمی مورد استفاده قرار میگیرند، اما اگر انسان دائماً درگیر این رسانهها باشد، فرصت تفکر و تعامل عمیق کاهش پیدا میکند .
حجتالاسلام یوسفزاده در پایان با اشاره به ارتباط این مباحث با دیپلماسی فرهنگی گفت: دیپلماسی فرهنگی قرار است با همه این حوزهها سروکار داشته باشد؛ یعنی باورها، ارزشها، هنجارها و نمادها. بنابراین، در بررسی فرهنگ باید به این عناصر و ارتباط آنها با یکدیگر توجه کنیم و میان احساس و واقعیت، همچنین میان برداشت شخصی و داده مستند، تفاوت بگذاریم .