چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵

فرهنگی

آیا حسادت و غیرت مردان علت پدیدآمدن حجاب است؟

آیا حسادت و غیرت مردان علت پدیدآمدن حجاب است؟
عصر قم - از نظر ما در مرد تمایل به عفاف و پاکی زن وجود دارد، یعنی مرد رغبت‌ خاصی دارد که همسرش پاک و دست نخورده باشد، همچنانکه در خود زن نیز تمایل خاصی به عفاف وجود دارد. البته در زن تمایل به اینکه شوهر با زن‌ دیگر رابطه و آمیزش نداشته باشد نیز وجود دارد ولی این تمایل به عقیده‌ ما ریشه دیگری دارد مغایر با ریشه تمایل مشابهی که در مرد است. آنچه در مرد وجود دارد غیرت است و یا آمیخته‌ای است از حسادت و غیرت، ولی‌ آنچه در زن وجود دارد صرفا حسادت است.
  بزرگنمايي:

عصر قم - از نظر ما در مرد تمایل به عفاف و پاکی زن وجود دارد، یعنی مرد رغبت‌ خاصی دارد که همسرش پاک و دست نخورده باشد، همچنانکه در خود زن نیز تمایل خاصی به عفاف وجود دارد. البته در زن تمایل به اینکه شوهر با زن‌ دیگر رابطه و آمیزش نداشته باشد نیز وجود دارد ولی این تمایل به عقیده‌ ما ریشه دیگری دارد مغایر با ریشه تمایل مشابهی که در مرد است. آنچه در مرد وجود دارد غیرت است و یا آمیخته‌ای است از حسادت و غیرت، ولی‌ آنچه در زن وجود دارد صرفا حسادت است.

خبرگزاری بین المللی اهل بیت علیهم السلام ابنا- شهید مطهری در کتاب مسئله حجاب به ریشه های پیدایش حجاب اشاره داشته و بیان کرده اند:
ریشه دیگری که برای پیدا شدن حجاب ذکر کرده‌اند جنبه اخلاقی دارد. در اینجا نیز مانند نظریه سابق علت پدید آمدن حجاب را تسلط مرد و اسارت‌ زن معرفی کرده‌اند، با این فرق که در اینجا برای تسلط‌جوئی مرد، به جای‌ ریشه اقتصادی ریشه اخلاقی ذکر شده است، گفته‌اند علت اینکه مرد، زن را بدین شکل اسیر نگه می‌دارد حس خودپرستی و حسادت وی نسبت به مردان دیگر است. مرد نمی‌خواهد و رشک می‌برد که مردان دیگر و لو با نگاه کردن یا همسخن شدن، از زنی که تحت اختیار او است استفاده کنند.
به عقیده این دسته، قوانین دینی و مذهبی با اینکه در جاهای دیگر با خودخواهیها و خودپرستیها مبارزه کرده است، در اینجا برعکس عمل کرده و روی‌ این خودخواهی مردان صحه گذاشته و منظور آنها را تأمین کرده است. برتراند راسل می‌گوید : بشر توانسته است تا حدی در مورد مال و ثروت بر خودخواهی و بخل غالب گردد ولی در مورد زن نتوانسته است بر این خودخواهی‌ تسلط پیدا کند.
از نظر راسل " غیرت " صفت ممدوحی نیست و ریشه آن نوعی بخل و امساک است. مفهوم سخن راسل اینست که اگر بذل و بخشش در مورد ثروت خوب است در مورد زن هم خوب است. چرا بخل و امساک و حسادت در مورد مال نکوهیده و در مورد زن ستوده است؟ چرا نان و سفره داشتن و نمک خود را خورانیدن از لحاظ اخلاق اقتصادی مورد تمجید و ستایش است و همین بذالی و گذشت و کام‌ دیگران را شیرین کردن در اخلاق جنسی مذموم است؟ به عقیده امثال راسل این‌ تفاوت علت معقولی ندارد، اخلاقی نتوانسته است در مورد امور جنسی بر خودخواهی و تسلط جوئی بشر غلبه کند، برعکس تسلیم خودپرستی شده همان‌ رذیله را به نام غیرت از طرف مرد، و به نام عفاف و حجاب از طرف زن‌ تحت عنوان اخلاق حسنه پذیرفته است.
بررسی و نقد این نظر:
از نظر ما در مرد تمایل به عفاف و پاکی زن وجود دارد، یعنی مرد رغبت‌ خاصی دارد که همسرش پاک و دست نخورده باشد، همچنانکه در خود زن نیز تمایل خاصی به عفاف وجود دارد. البته در زن تمایل به اینکه شوهر با زن‌ دیگر رابطه و آمیزش نداشته باشد نیز وجود دارد ولی این تمایل به عقیده‌ ما ریشه دیگری دارد مغایر با ریشه تمایل مشابهی که در مرد است. آنچه در مرد وجود دارد غیرت است و یا آمیخته‌ای است از حسادت و غیرت، ولی‌ آنچه در زن وجود دارد صرفا حسادت است.
ما فعلا درباره لزوم عفاف مرد و ارزشش از نظر خودش و از نظر زن بحث‌ نمی‌کنیم. سخن ما فعلا درباره حسی است که در مرد وجود دارد و به نام " غیرت " نامیده می‌شود که : اولا آیا غیرت همان حسادت است که تغییر اسم داده‌ است یا چیز دیگری است؟ ثانیا آیا ریشه پوشش و حجاب اسلامی احترام به‌ حس غیرت مرد است یا جهات دیگری منظور است؟
اما قسمت اول : ما معتقدیم که حسادت و غیرت دو صفت کاملا متفاوت‌اند و هر کدام ریشه‌ای جداگانه دارد. ریشه حسادت خودخواهی و از غرائز و احساسات شخصی می‌باشد ولی غیرت یک حس اجتماعی و نوعی است و فایده و هدفش متوجه دیگران است. غیرت نوعی پاسبانی است که آفرینش برای مشخص بودن و مختلط نشدن‌ نسلها در وجود بشر نهاده است. سر اینکه مرد حساسیت فوق العاده‌ای در جلوگیری از آمیزش همسرش با دیگران دارد اینست که خلقت مأموریتی به او داده است تا نسب را در نسل آینده حفظ کند. این احساس مانند احساس‌ علاقه به فرزند است. همه کس می‌داند که فرزند چقدر رنج و زحمت و هزینه‌ برای پدر و مادر دارد. اگر علاقه مفرط بشر به فرزند نبود احدی اقدام به‌ تناسل و حفظ نسل نمی‌کرد. اگر حس غیرت هم در مرد نمی‌بود که محل بذر را همیشه حفاظت و پاسبانی کند، رابطه نسلها با یکدیگر به کلی قطع می‌شد، هیچ پدری فرزند خود را نمی‌شناخت و هیچ فرزندی پدر خود را نمی‌دانست‌ کیست؟ قطع این رابطه، اساس اجتماعی بودن بشر را متزلزل می‌سازد.
پیشنهاد اینکه انسان به عنوان مبارزه با خودخواهی غیرت را کنار بگذارد درست مثل اینست که پیشنهاد شود غریزه علاقه به فرزند را بلکه به طور کلی‌ مطلق حس ترحم و عاطفه انسانی را به عنوان اینکه یک میل نفسانی است‌ ریشه کن کنیم. در صورتی که این یک میل نفسانی در درجات پائین حیوانی‌ نیست بلکه یک احساس عالی بشری است. علاقه به حفظ نسل در زن هم وجود دارد، ولی در آنجا احتیاج به پاسبان‌ نیست، زیرا انتساب فرزند به مادر همیشه محفوظ است و اشتباه پذیر نیست. از اینجا می‌توان فهمید که حساسیت زن در منع آمیزش شوهر با دیگران، ریشه‌ای غیر از حساسیت مرد در این مسأله دارد. احساس زن را می‌توان ناشی از خودخواهی و انحصار طلبی دانست ولی احساس مرد چنانکه‌ گفتیم جنبه نوعی و اجتماعی دارد. ما منکر حس حسادت و انحصار طلبی مرد نیستیم. ما مدعی هستیم که فرضا مرد حسادت خود را با نیروی اخلاقی از میان ببرد یک نوع حس اجتماعی در او وجود دارد که اجازه نمی‌دهد با آمیزش همسرش با مردان دیگر موافقت کند. ما مدعی هستیم منحصر شناختن‌ علت حساسیت مرد به حس حسادت که یک انحراف اخلاقی فردی است اشتباه‌ است. در برخی از روایات نیز بدین موضوع اشاره شده است که آنچه در مردان‌ است غیرت است و آنچه در زنان است حسادت. برای توضیح این مطلب می‌توان یک نکته را افزود و آن اینست که زن‌ همیشه می‌خواهد مطلوب و معشوق مرد باشد.
جلوه‌گری‌ها، دلیری‌ها، و خودنمائی‌های زن همه برای جلب نظر مرد است. زن‌ آنقدر که می‌خواهد مرد را عاشق دلخسته خویش کند طالب وصال و لذت جنسی‌ نیست. اگر زن نمی‌خواهد که شوهرش با زنان دیگر آمیزش داشته باشد به‌ این جهت است که می‌خواهد مقام معشوق بودن و مطلوب بودن را خاص خود کند. ولی در مرد چنین احساسی وجود ندارد. اینگونه انحصار طلبی در سرشت مرد نیست. لهذا اگر مانع آمیزش زنش با مردان دیگر است، ریشه‌اش همان‌ حراست و نگهبانی نسل است.
زن را با ثروت هم نباید قیاس کرد. ثروت با مصرف کردن از بین می‌رود و لذا مورد تنازع و کشمکش واقع می‌شود و حس انحصار طلبی بشر جلو استفاده‌ دیگران را می‌گیرد. ولی کامجوئی جنسی یک نفر مانع استفاده دیگران نیست. در اینجا مسأله انبار کردن و احتکار مطرح نیست. انسان این حالت را دارد که هر چه بیشتر در گرداب شهوات شخصی فرو رود و عفاف و تقوا و اراده اخلاقی را از کف بدهد، احساس " غیرت " در وجودش ناتوان می‌گردد. شهوت پرستان از اینکه همسران آنها مورد استفاده‌های دیگران قرار بگیرند رنج نمی‌برند و احیانا لذت می‌برند و از چنین کارهائی دفاع می‌کنند. برعکس، افرادی که با خودخواهیها و شهوات‌ نفسانی مبارزه می‌کنند و ریشه‌های حرص و آز و طمع و ماده پرستی را در وجود خود نابود می‌کنند و به تمام معنی " انسان " و " انساندوست " می‌گردند و خود را وقف خدمت به خلق می‌کنند و حس خدمت به نوع در آنان بیدار می‌شود، چنین اشخاصی غیورتر و نسبت به همسران خود حساستر می‌گردند. اینگونه افراد حتی نسبت‌ به ناموس دیگران نیز حساس می‌گردند. یعنی وجدانشان اجازه نمی‌دهد که‌ ناموس اجتماع مورد تجاوز قرار گیرد. ناموس اجتماع ناموس خودشان می‌شود.
علی علیه السلام جمله عجیبی دارد. می‌فرماید : " «ما زنی غیور قط» " یعنی هرگز یک انسان شریف و غیور زنا نمی‌کند. نفرموده است : انسان‌ حسود زنا نمی‌کند، بلکه فرمود انسان غیور زنا نمی‌کند. چرا؟ برای اینکه‌ غیرت یک شرافت انسانی و یک حساسیت انسانی است نسبت به پاکی و طهارت جامعه.
انسان غیور همانطور که راضی نمی‌شود دامن ناموس خودش‌ آلوده گردد، راضی نمی‌شود دامن ناموس اجتماع هم آلوده شود. زیرا غیرت‌ غیر از حسادت است.
حسادت یک امر شخصی و فردی و ناشی از یک سلسله‌ عقده‌های روحی است، اما غیرت یک احساس و عاطفه نوع بشری است. دلیل است که " غیرت " از خودپرستی ناشی نمی‌شود، احساس‌ خاصی است که قانون خلقت برای تحکیم اساس زندگی خانوادگی که یک زندگی‌ طبیعی است نه قراردادی، ایجاد کرده است. و اما اینکه آیا نظر اسلام درباره حجاب و پوشش احترام گزاردن به حس‌ غیرت مرد است یا نه؟ جواب اینست که بدون شک اسلام همان فلسفه‌ای که در حس غیرت هست یعنی‌ حفاظت پاکی نسل و عدم اختلاط انساب را منظور نظر دارد. ولی علت حجاب‌ اسلامی منحصر به این نیست.


نظرات شما