شنبه ۱۴ شهريور ۱۴۰۵

فرهنگی

از سومالی‌لند تا کامرون؛ آیا «کمربند اسرائیلی» در آفریقا در حال شکل‌گیری است؟

از سومالی‌لند تا کامرون؛ آیا «کمربند اسرائیلی» در آفریقا در حال شکل‌گیری است؟
عصر قم - رونمایی از مجسمه «یوناتان نتانیاهو» در فرودگاه «عنتبه» اوگاندا، تنها یک مراسم نمادین نبود. این رویداد بار دیگر توجه‌ها را به شبکه رو به گسترش روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای آفریقایی جلب کرد.
  بزرگنمايي:

عصر قم - رونمایی از مجسمه «یوناتان نتانیاهو» در فرودگاه «عنتبه» اوگاندا، تنها یک مراسم نمادین نبود. این رویداد بار دیگر توجه‌ها را به شبکه رو به گسترش روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای آفریقایی جلب کرد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ رونمایی از مجسمه «یوناتان نتانیاهو» برادر «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در اوایل ماه آگوست گذشته در ورودی ساختمان قدیمی مسافران فرودگاه «عنتبه» اوگاندا بار دیگر توجه‌ها را به گسترش مستمر نفوذ رژیم صهیونیستی در قلب آفریقا جلب کرد.
براساس گزارش روزنامه «الاخبار» لبنان، بزرگداشت اوگاندا برای این افسر رژیم صهیونیستی که ۵۰ سال پیش در جریان عملیات آزادسازی گروگان‌های هواپیمای «ایرفرانس» کشته شد ــ هواپیمایی که پس از برخاستن از آتن، جایی که در مسیر خود از تل‌آویو توقف کرده بود، ربوده و به فرودگاه اوگاندا منتقل شد ــ هم‌زمان با تحرکات چند کشور آفریقایی در رأس آنها بوروندی و کامرون برای تعمیق روابط امنیتی، نظامی و اقتصادی خود با رژیم صهیونیستی، صورت گرفت.
این تحرکات از حمایت گسترده اتیوپی و امارات متحده عربی برخوردار است. مسئله‌ای که فرضیه شکل‌گیری نوعی ائتلاف میان این بازیگران را در حوزه‌های دریای سرخ، شاخ آفریقا و مرکز این قاره تقویت می‌کند.
برای نمونه، «آدیس‌آبابا» میزبان سفارت رژیم صهیونیستی است که نزد بوروندی نیز اعتبار دیپلماتیک دارد. در همین حال، ابوظبی از حکومت «یووری موسوِنی» رئیس‌جمهور اوگاندا و تحرکات منطقه‌ای او در پرونده‌های سودان، سودان جنوبی و آب‌های رود نیل حمایت می‌کند.
این روند در حالی ادامه دارد که ارتباط نخبگان آفریقایی با مسئله فلسطین همچنان با یک چالش تاریخی همراه است. چالشی که در پذیرش گسترده روایت رسمی استعمار ریشه دارد. روایتی که فلسطین را سرزمینی بدون مردم، معرفی می‌کرد یا آن را سرزمینی می‌دانست که خارج از روایت‌های صهیونیستی و یهودی، فاقد تاریخ واقعی است.
این روایت در نوشته‌های برخی شخصیت‌های برجسته جنبش پان‌آفریقایی ضد استعمار نیز دیده شده است. از جمله در آثار «جورج پادمور» پیشگام ترینیدادی جنبش پان‌آفریقایی و ضد استعمار که تجربه حضور خود در فلسطین در دوران قیمومت بریتانیا را روایت کرده است.
همچنین می‌توان به «کوامه نکرومه» رئیس‌جمهور پیشین غنا، اشاره کرد که روابطش با اسرائیل تا آنجا پیش رفت که ناوگان شرکت غنایی «بلک استار» را در دهه ۱۹۵۰ در خدمت تجارت رژیم صهیونیستی از طریق کانال سوئز قرار داد.
نکرومه تا زمان سرنگونی‌اش در کودتای فوریه ۱۹۶۶ نیز بر ضرورت جدا کردن مسائل آفریقایی از مسئله فلسطین تأکید داشت.
دلایل این وضعیت در کشورهای مختلف ممکن است متفاوت یا مشابه باشد، اما آنچه قطعی به نظر می‌رسد این است که بسیاری از دولت‌ها و حکومت‌های آفریقایی اساساً بر مشروعیت واقعی مردمی یا حتی در برخی موارد بر یک نظم رسمی و پایدار قانون اساسی، تکیه ندارند.
این حکومت‌ها برای تضمین بقای خود و پیشبرد سیاست‌های موسوم به توسعه‌ای به حمایت خارجی وابسته‌اند. سیاست‌هایی که به‌طور فزاینده با ابزارهای استعمار نو پیوند خورده و زمینه تداوم غارت منابع ملت‌های آفریقایی در برابر بهایی ناچیز را فراهم کرده‌اند.
در چنین فضایی، نفوذ رژیم صهیونیستی در شماری از کشورهای آفریقایی از مرحله تلاش برای جلب حمایت سیاسی و ایدئولوژیک از این رژیم فراتر رفته و به مشارکت در تأمین موفقیت سیاست‌های رژیم صهیونیستی در فلسطین به‌ویژه در نوار غزه، رسیده است.
در این چارچوب، اوگاندا و بوروندی از قصد خود برای مشارکت در نیروی تثبیت بین‌المللی که زیر نظر شورای صلح و با حمایت کامل رژیم صهیونیستی و آمریکا قرار دارد و قرار است در غزه مستقر شود، خبر داده‌اند.
مقام‌های نظامی دو کشور نیز پس از گفت‌وگوهای مشترکی که در اواخر ماه آگوست در اسرائیل برگزار شد، اعلام کردند که افراد نامزد برای شرکت در این مأموریت انتخاب شده‌اند.
این دو کشور تجربه قابل‌توجهی در چنین مأموریت‌هایی دارند. چرا که طی بیش از یک دهه، شمار زیادی از نیروهای خود را در مأموریت‌های موسوم به حفظ صلح در سومالی مشارکت داده‌اند.
اوگاندا و بوروندی؛ در مسیر اعزام نیرو به غزه
دولت «یووری موسوِنی» در اوگاندا در ۲۴ آگوست اعلام کرد که متعهد به اعزام ۱۲۰۰ سرباز اوگاندایی به نیروی تثبیت است و منابع مختلف نیز می‌گویند که کامپالا در حال نهایی‌کردن مقدمات این مشارکت است.
در مورد بوروندی، شمار نیروهایی که قرار است به غزه اعزام شوند هنوز مشخص نشده، اما انتظار می‌رود تعداد آنها به حدود ۲۰۰۰ نفر برسد و از نیروی اوگاندا بیشتر باشد. با این حال، نهایی شدن این تصمیم، بنا بر ارزیابی ناظران، همچنان به امتیازی بستگی دارد که گیتگا در برابر مشارکت در این نیروی بین‌المللی دریافت خواهد کرد.
روزنامه «تایمز آو اسرائیل» در اواسط ماه آگوست گزارش داده بود که افسران ارشد ارتش‌های اوگاندا و بوروندی از شهر رفح در جنوب غزه بازدید کرده‌اند تا پیش از استقرار نیروها، بررسی میدانی انجام دهند.
این موضوع احتمال نزدیک‌شدن گیتگا به تصمیم نهایی برای مشارکت را تقویت می‌کند. تصمیمی که ظاهراً با تکمیل مفاد توافق با رژیم صهیونیستی ارتباط دارد.
در همین حال، ماهیت گفت‌وگوهای نظامی جاری و هماهنگی میان اوگاندا و بوروندی نشان می‌دهد که احتمالاً وظایف مشخصی هم از نظر عملیاتی و هم جغرافیایی به نیروهای آفریقایی واگذار خواهد شد و محل اصلی استقرار آنها شهر رفح در نزدیکی مرز مصر، خواهد بود.
تا این لحظه، سطح هماهنگی با قاهره در این زمینه مشخص نیست. با این حال، با توجه به حمایت کامل آمریکا از این طرح، احتمال دارد واشنگتن برای تأمین منابع مالی بیشتر از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و تشویق مشارکت نیروهای آفریقایی نیز وارد عمل شود.
از طرح اوگاندا تا ائتلاف عنتبه
در اوج گسترش نفوذ بریتانیا در شرق آفریقا، امپراتوری بریتانیا در آوریل ۱۹۰۳ طرحی را مطرح کرد که به طرح اوگاندا یا برنامه اوگاندا در دوره استعمار بریتانیا شهرت یافت.
این طرح پس از دیدارهای طولانی «تئودور هرتزل» در لندن از اکتبر ۱۹۰۲ و همچنین سفر کوتاه «جوزف چمبرلین» وزیر مستعمرات وقت بریتانیا به شهر مومباسا مطرح شد.
بر اساس این طرح، قرار بود یک سکونتگاه یهودی با درجه‌ای از خودمختاری در منطقه‌ای به وسعت حدود ۱۳ هزار کیلومتر مربع ــ تقریباً نیمی از مساحت فلسطین پیش از سال ۱۹۴۸ ــ در قلب تحت‌الحمایگی شرق آفریقای بریتانیا ایجاد شود.
با این حال، مخالفت برخی گروه‌های یهودی به‌ویژه گروه‌های روسی، مانع اجرای کامل این طرح شد.
با وجود این، حدود ۸۰ خانواده یهودی به‌طور مستقل وارد شهر مومباسا شدند و از آنجا به فلات اوسین گیشو محل پیش‌بینی‌شده برای استقرار، رفتند. اما پس از صدور اعلامیه بالفور، این پروژه تقریباً به‌طور کامل کنار گذاشته شد.
این پیشینه تاریخی، هرچند از اساس بر مبنایی ساختگی استوار بود، به پایه‌ای برای ایجاد روابط نزدیک میان رژیم صهیونیستی و اوگاندا پس از استقلال این کشور در سال ۱۹۶۲ تبدیل شد.
برخی مورخان صهیونیست معتقدند که اوگاندا در کنار کنیا، جایگاه مهمی در راهبرد دیوید بن‌گوریون موسوم به ائتلاف پیرامونی داشت.
اوگاندا در این چارچوب بین سال‌های ۱۹۶۷ تا ۱۹۶۹ نقشی مهم در انتقال سلاح‌های اسرائیلی به جنوب سودان ایفا کرد.
پس از آن، «عیدی امین دادا» دیکتاتور اوگاندا روابط کشورش با رژیم صهیونیستی را به سطحی بی‌سابقه رساند.
او پیش از کودتای خود علیه «میلتون اوبوته» رئیس‌جمهور وقت اوگاندا و به‌دست گرفتن قدرت در سال‌های ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۹، هنگامی که وزیر دفاع بود، علاقه زیادی به رژیم صیهونیستی نشان داده بود. عیدی امین با حمایت رژیم صهیونیستی علیه اوبوته کودتا کرد.
امروز نیز «یووری موسوِنی» رئیس‌جمهور اوگاندا، روابط با رژیم صهیونیستی را تضمینی برای تداوم حکومت خود و سپس زمینه‌ساز اجرای پروژه انتقال قدرت به پسرش، ژنرال «موهوزی کاینروگابا» فرمانده نیروهای مسلح اوگاندا، می‌داند.
کاینروگابا در ۲۵ آگوست آمادگی خود را برای تصدی یک مقام عالی در سال ۲۰۳۱ اعلام کرد. چند روز پس از آنکه در مراسم رونمایی از مجسمه یوناتان نتانیاهو در فرودگاه عنتبه شرکت کرده بود.
برخی گزارش‌های اوگاندایی می‌گویند او مأموریت تعمیق روابط با رژیم صهیونیستی را در کنار مجموعه‌ای از پرونده‌هایی که برای جانشینی پدرش مدیریت می‌کند، بر عهده دارد.
از جمله این پرونده‌ها، تحکیم آنچه ائتلاف عنتبه میان تل‌آویو و کامپالا نامیده می‌شود، با عنوان مقابله با ایران است.
این فرمانده اوگاندایی در اظهاراتی در ماه مارس گذشته گفته بود: در حالی که جهان می‌خواهد به جنگ در خاورمیانه پایان دهد، هرگونه سخن از نابودی یا شکست اسرائیل، اوگاندا را وادار خواهد کرد در کنار آن بجنگد.
او همچنین از ساخت مجسمه «یوناتان نتانیاهو» خبر داده بود. طرحی که اکنون عملی شده است و آن را گامی برای تقویت آنچه پیوندهای خونی اوگاندا با اسرائیل خوانده بود، توصیف کرد.
از سوی دیگر، موسوِنی که کشورش در سال ۲۰۲۴ میزبان اجلاس کشورهای غیرمتعهد در کامپالا و سپس میزبان نشست بازنگری آن در اواخر سال ۲۰۲۵ بود و در این نشست‌ها از استعمار و میراث آن انتقاد می‌کرد، اکنون در خدمت پروژه‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته است.
این موضوع از طریق قرار دادن نیروهای دفاع مردمی اوگاندا در اختیار طرحی صورت می‌گیرد که هدف آن خلع سلاح گروه‌های مقاومت فلسطینی و تغییر وضعیت سیاسی و امنیتی فلسطین عنوان شده است.
این سیاست همچنین از حمایت مذهبی قابل‌توجهی در اوگاندا به‌ویژه از سوی برخی روحانیون مرتبط با نهادهای رسمی دولت، برخوردار است.
برای نمونه، «جان نامبیشی» رئیس موقت «پلتفرم وحدت ملی» در اواسط آگوست از تصمیم مشارکت در این طرح حمایت کرد. هرچند در جریان بحث‌های پارلمان اوگاندا، نگرانی‌هایی درباره روند اجرایی، نظارت و شرایط فعالیت نیروها مطرح شد.
به این ترتیب، مواضع موسوِنی، پدر و پسر، نشان‌دهنده مرحله تازه‌ای از خدمت به منافع رژیم صهیونیستی در شرق و مرکز آفریقا از حمایت سیاسی و لجستیکی از نیروهای پشتیبانی سریع سودان و تهدید منافع مصر در زمینه دسترسی امن و پایدار به آب‌های نیل گرفته تا تقویت پروژه امارات برای بهره‌برداری از منابع جمهوری دموکراتیک کنگو است. 
نکته قابل‌توجه آن است که همه این روندها با تکرار شعارهای ایدئولوژیکی همراه است که پیش‌تر نیز آزموده شده‌اند. از جمله دعوت به ضرورت گردش قدرت، شعاری که خود موسوِنی بیش از چهار دهه پیش هنگام رسیدن به قدرت مطرح می‌کرد.
رژیم صهیونیستی و بوروندی؛ کنترل جغرافیا
مشارکت احتمالی نیروهای بوروندی در نیروی وابسته به شورای صلح» در غزه، عمق روابط میان گیتگا و تل‌آویو را آشکار می‌کند.
رژیم صهیونیستی به بوروندی در زمینه‌های آموزشی ــ به‌ویژه در دانشگاه بوروندی ــ و همچنین در حوزه‌های کشاورزی، دفاع، تولید انرژی و بهداشت کمک می‌کند.
بخش مهمی از این فعالیت‌ها از طریق آژانس اسرائیل برای همکاری توسعه بین‌المللی موسوم به «ماشاف» و وابسته به وزارت خارجه رژیم صهیونیستی،مدیریت می‌شود.
تحرکات رژیم صهیونیستی در بوروندی و واکنش مثبت دولت این کشور را نمی‌توان جدا از فعالیت این رژیم و نهادهای وابسته به آن در جمهوری دموکراتیک کنگو دانست. جایی که رژیم صهیونیستی در برخی موارد از طرف‌های درگیر در منازعه، حمایت‌های مشروط ارائه می‌دهد.
در بهار ۲۰۲۶ نیز کارشناسان صهیونیست از طریق شرکت «بلک‌واتر» وارد مناقشه شدند. پس از آنکه «اریک پرینس» بنیان‌گذار این شرکت، از استقرار یک نیروی امنیتی خصوصی برای به‌کارگیری پهپادها و کمک به دولت کینشاسا برای تأمین امنیت شهر راهبردی «اوویرا» در مرز بوروندی خبر داد.
این اقدام در چارچوب مقابله با نیروهای شورشی مورد حمایت رواندا صورت گرفت.
کمربند اسرائیلی در آفریقا
در سطحی گسترده‌تر، فعالیت پررنگ رژیم صهیونیستی در مرکز و غرب آفریقا در کنار تحرکات گسترده آن در شاخ آفریقا، می‌تواند بخشی از یک مسیر به‌هم‌پیوسته تلقی شود که هدف آن ایجاد نفوذی جغرافیایی و پیوسته برای این رژیم است.
بر اساس این تحلیل، این مسیر از منطقه سومالی‌لند در شرق آغاز می‌شود و از اتیوپی، جنوب سودان، اوگاندا، رواندا و بوروندی عبور می‌کند. سپس به جمهوری آفریقای مرکزی و کامرون می‌رسد و تا شماری از کشورهای غرب آفریقا امتداد می‌یابد.
این مسیر چیزی را شکل می‌دهد که می‌توان آن را کمربند اسرائیلی در آفریقا نامید.
این روند فراتر از احیای سیاست ائتلاف پیرامونی بن‌گوریون است. سیاستی که بر انتخاب نقاط اتکا در پیرامون جهان عرب استوار بود.
در اینجا، سخن از تلاش برای ایجاد یک کمربند جغرافیایی نسبتاً پیوسته است که می‌تواند از اطراف، جهان عرب را در بر گیرد و در آینده به تضعیف انسجام، امنیت ملی و حتی برخی از پایه‌های وجودی کشورهای این منطقه منجر شود.
..............................
پایان پیام/ ۲۶۸


نظرات شما