يکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵

فرهنگی

حجت‌الاسلام والمسلمین صبور در گفت وگو با رسا تبیین کرد؛

رسالت تازه حوزه‌های علمیه؛ از اقتدار علمی تا اخلاق فناوری و هوش مصنوعی

رسالت تازه حوزه‌های علمیه؛ از اقتدار علمی تا اخلاق فناوری و هوش مصنوعی
عصر قم - شیراز- استاد سطح عالی حوزه علمیه فارس به تبیین اقتدار علمی، مرزشکنی علمی و رسالت نخبگان حوزه در عصر تحولات فناوری پرداخت.
  بزرگنمايي:

عصر قم - شیراز- استاد سطح عالی حوزه علمیه فارس به تبیین اقتدار علمی، مرزشکنی علمی و رسالت نخبگان حوزه در عصر تحولات فناوری پرداخت.

در جهان امروز، علم و فناوری از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت کشورها به شمار می‌روند و اقتدار علمی عاملی تعیین‌کننده در استقلال سیاسی، امنیت اقتصادی، قدرت فرهنگی و جایگاه بین‌المللی ملت‌هاست. در چنین شرایطی، حوزه‌های علمیه و نخبگان حوزوی نیز رسالتی فراتر از پاسخ‌گویی به مسائل سنتی بر عهده دارند و باید با حضور فعال در عرصه‌های علمی، فرهنگی و فناوری، در تبیین مبانی معرفتی و اخلاقی تمدن نوین اسلامی نقش‌آفرینی کنند.
در همین راستا خبرنگار خبرگزاری رسا در شیراز گفت‌وگویی تفصیلی با حجت‌الاسلام والمسلمین صبور استاد سطح عالی حوزه علمیه فارس و مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در سازمان جهاد کشاورزی استان فارس، درباره اقتدار علمی، مرزشکنی علمی و رسالت نخبگان حوزه در عصر تحولات فناوری انجام داده‌است.
رسا- رهبر معظم انقلاب بر «اقتدار علمی» تأکید دارند؛ از منظر فقهی، چگونه «دانش» می‌تواند به یک «قدرت مشروع» در نظام بین‌الملل تبدیل شود که از فشارها جلوگیری کند؟
از منظر مبانی اسلامی، علم صرفاً وسیله‌ای برای افزایش اطلاعات و دانسته‌های انسان نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین ابزارهای تحقق عزت، استقلال و اقتدار جامعه اسلامی محسوب می‌شود. در منطق قرآن کریم، جامعه مؤمنان نباید در موضع ضعف، وابستگی و سلطه‌پذیری قرار گیرد. آیه شریفه «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» نیز بر نفی سلطه و راه‌یافتن دشمنان به جایگاه تسلط بر جامعه مؤمنان دلالت دارد.
اگر بخواهیم این اصل را در جهان امروز تحلیل کنیم، باید بپذیریم که یکی از مهم‌ترین راه‌های جلوگیری از سلطه دیگران، دستیابی به استقلال علمی و فناوری است. کشوری که در حوزه‌های پزشکی، کشاورزی، صنایع راهبردی، فناوری اطلاعات و انرژی وابسته باشد، ناخواسته در معرض فشارهای سیاسی و اقتصادی قرار می‌گیرد.
از منظر فقهی نیز حفظ استقلال جامعه اسلامی، صیانت از مصالح عمومی و جلوگیری از سلطه بیگانگان، از اصول مهمی است که می‌توان در چارچوب قواعدی همچون نفی سبیل و حفظ نظام مورد توجه قرار داد.
البته باید میان قدرت و سلطه‌گری تفاوت قائل شد. اسلام به دنبال قدرتی است که در خدمت عدالت، امنیت، کرامت انسانی و دفاع از حقوق ملت‌ها باشد، نه قدرتی که به ابزار تجاوز و استثمار تبدیل شود.
بنابراین، اقتدار علمی زمانی مشروع و ارزشمند است که از یک سو استقلال و امنیت جامعه را تضمین کند و از سوی دیگر، در خدمت پیشرفت بشریت و تحقق عدالت قرار گیرد. به تعبیر دیگر، علم باید قدرت تولید کند، اما این قدرت باید تحت هدایت عقلانیت دینی و اخلاق انسانی باشد.
رسا-نخبگان حوزه چگونه می‌توانند در جریان «جنگ نرم و نبرد فرهنگی»، از ابزارهای علمی و رسانه‌ای برای تبیین حقیقت و مرزشکنی در باورهای جهانی استفاده کنند؟
امروز جنگ نرم بیش از آنکه جنگ ابزارها و تجهیزات باشد، جنگ روایت‌ها، اندیشه‌ها، باورها و نظام‌های معنایی است. دشمن تلاش می‌کند با استفاده از ظرفیت رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، تولیدات فرهنگی و حتی نظریه‌های علمی، ذهنیت ملت‌ها را نسبت به دین، هویت، استقلال و ارزش‌های انسانی تغییر دهد.
در چنین فضایی، نخبگان حوزه نمی‌توانند صرفاً به شیوه‌های سنتی تبلیغ و انتقال مفاهیم اکتفا کنند. البته روش‌های اصیل تبلیغ دینی همچنان ارزشمند و ضروری است، اما باید با ابزارهای نوین ارتباطی و رسانه‌ای تکمیل شود.
به نظر من، سه مسئولیت اساسی در این زمینه وجود دارد:
نخست، تولید علم و اندیشه متقن؛ یعنی حوزه باید بتواند درباره مسائل جدید جهان، از حقوق بشر و عدالت اجتماعی گرفته تا فناوری‌های نوین، محیط زیست و تحولات فرهنگی، نظریه و پاسخ علمی ارائه دهد.
دوم، تسلط بر زبان و ابزار رسانه؛ امروز یک اندیشه عمیق اگر نتواند با زبان قابل فهم برای مخاطب جهانی بیان شود، ممکن است در فضای رسانه‌ای دیده نشود. نخبگان حوزوی باید با سواد رسانه‌ای، ارتباطات بین‌فرهنگی، تولید محتوای دیجیتال و شیوه‌های اقناع مخاطب آشنا شوند.
سوم، گفت‌وگوی علمی با جهان؛ ما نباید از مواجهه با پرسش‌ها و چالش‌های فکری جهان معاصر هراس داشته باشیم. اتفاقاً باید با منطق، استدلال و اتکا به مبانی محکم دینی وارد میدان گفت‌وگو شویم.
مرزشکنی در این عرصه به معنای عبور از مرزهای حقیقت نیست، بلکه به معنای عبور از محدودیت‌های جغرافیایی، زبانی و رسانه‌ای برای رساندن پیام حقیقت به افکار عمومی جهان است.
رسا-در عصر «مرزشکنی علمی»، رسالت نخبگان حوزه چیست؟ آیا باید بر حفظ ساختارهای سنتی تمرکز کنند یا به دنبال بازخوانی مفاهیم دینی در قالب زبان علوم نوین، مثل فلسفه علم یا اخلاق زیستی باشند؟
به اعتقاد من، این دو رویکرد در مقابل یکدیگر نیستند. ما باید میان حفظ هویت و اصالت حوزه از یک طرف و تحول در روش‌ها و توسعه قلمروهای علمی از طرف دیگر، پیوندی منطقی برقرار کنیم.
حوزه علمیه سرمایه‌ای عظیم از میراث علمی، فقهی، فلسفی و کلامی در اختیار دارد. این میراث نباید تضعیف شود؛ زیرا هرگونه تحول علمی پایدار باید بر پایه هویت و مبانی معرفتی مستحکم شکل بگیرد.
اما از سوی دیگر، نمی‌توان با مسائل و پرسش‌های قرن بیست‌ویکم صرفاً با ادبیات و ابزارهای قرن‌های گذشته مواجه شد. امروز موضوعاتی مانند هوش مصنوعی، مهندسی ژنتیک، حقوق فناوری، اقتصاد دیجیتال، تغییرات اقلیمی و اخلاق زیستی، پرسش‌هایی ایجاد کرده‌اند که پاسخ‌گویی به آنها نیازمند دانش‌های میان‌رشته‌ای است.
برای نمونه، فقیهی که می‌خواهد درباره مسائل مهندسی ژنتیک اظهارنظر کند، باید شناخت مناسبی از ماهیت علمی این فناوری داشته باشد. همچنین در موضوع هوش مصنوعی، بدون شناخت مفاهیم فنی، فلسفی و حقوقی آن، نمی‌توان به یک داوری فقهی جامع دست یافت.
بنابراین، رسالت نخبگان حوزه این است که ضمن پاسداری از مبانی قطعی دین، درهای حوزه را به روی دانش‌های نوین باز کنند و با ایجاد ارتباط مؤثر میان فقه، فلسفه، علوم انسانی و علوم تجربی، به تولید دانش‌های جدید بپردازند.
ما نباید صرفاً مصرف‌کننده نظریه‌های تولیدشده در دیگر نظام‌های فکری باشیم؛ بلکه باید بتوانیم در تولید نظریه و شکل‌دهی به جریان‌های علمی جهان نیز نقش‌آفرینی کنیم.
رسا-چگونه می‌توان از «مرزشکنی علمی» در حوزه استفاده کرد تا فقه و علوم اسلامی از حالت «واکنشی» به حالت «پیشرو و تبیین‌گر» تغییر وضعیت دهد؟
یکی از مسائل مهم در نظام علمی ما این است که گاهی تا یک پدیده جدید در جامعه ظهور پیدا نکند، تازه بررسی‌های فقهی و علمی درباره آن آغاز می‌شود. این رویکرد اگرچه در برخی موارد ضروری است، اما برای حوزه‌ای که داعیه راهبری فکری و تمدنی دارد، کافی نیست.
حوزه علمیه باید از مرحله پاسخ‌گویی صرف به مسائل موجود عبور کند و به سمت آینده‌پژوهی و مسئله‌شناسی حرکت کند.
برای تحقق این هدف، چند اقدام ضروری است:
اول، ایجاد مراکز مطالعات آینده‌پژوهی در حوزه‌های علمیه با محوریت مسائل نوپدید و فناوری‌های آینده.
دوم، توسعه پژوهش‌های میان‌رشته‌ای میان فقه و دانش‌هایی مانند پزشکی، اقتصاد، کشاورزی، هوش مصنوعی، محیط زیست و علوم اجتماعی.
سوم، تعامل مستمر استادان حوزه با متخصصان دانشگاهی و فعالان عرصه فناوری؛ زیرا بسیاری از موضوعات جدید بدون شناخت دقیق موضوع، قابل بررسی فقهی نیستند.
چهارم، حرکت از پژوهش‌های صرفاً توصیفی به سمت نظریه‌پردازی و تولید الگوهای عملیاتی.
برای مثال، در حوزه کشاورزی امروز با موضوعاتی همچون امنیت غذایی، اصلاح بذر، تغییرات اقلیمی، فناوری‌های نوین آبیاری و کشاورزی هوشمند مواجه هستیم. این موضوعات فقط مسائل فنی و اقتصادی نیستند، بلکه ابعاد فقهی، اخلاقی، حقوقی و اجتماعی نیز دارند.
از این منظر، حوزه باید پیش از تبدیل‌شدن یک مسئله به بحران، ابعاد آن را بررسی و چارچوب‌های علمی و فقهی لازم را ارائه کند.
به تعبیر دیگر، حوزه پیشرو حوزه‌ای است که تنها به پرسش‌های امروز پاسخ نمی‌دهد، بلکه پرسش‌های فردا را نیز می‌شناسد و برای آنها پاسخ آماده می‌کند.
رسا- چگونه می‌توان میان «اعتقادات قطعی دینی» و «یافته‌های متغیر علمی» پیوندی برقرار کرد که نه دین از علم عقب بماند و نه علم از مبانی اعتقادی گسسته شود؟
برای پاسخ به این پرسش باید ابتدا میان دو حوزه تفاوت قائل شویم: یکی اصول و مبانی قطعی اعتقادی دین و دیگری برداشت‌های علمی و تفسیری ما از پدیده‌های مختلف.
اصول قطعی دین، مانند توحید، نبوت، معاد و ارزش‌های بنیادین اخلاقی، دارای جایگاه مشخص و مستحکمی هستند. اما در مقابل، یافته‌های علمی در بسیاری از حوزه‌ها ماهیتی پویا و تکاملی دارند و ممکن است با پیشرفت ابزارهای تحقیق و افزایش شناخت بشر تغییر کنند.
نکته مهم این است که نباید یک نظریه علمی متغیر را در جایگاه حقیقت قطعی قرار دهیم و همچنین نباید برداشت‌های غیرقطعی و قابل بازنگری خود از متون دینی را به‌عنوان اصل تغییرناپذیر دین معرفی کنیم.
به نظر من، راه صحیح، گفت‌وگوی مستمر و روشمند میان عقل، وحی و تجربه علمی است.
اسلام اساساً با علم و تفکر تعارضی ندارد. قرآن کریم بارها انسان را به تعقل، تدبر، مشاهده و شناخت آیات الهی در عالم دعوت کرده است. بنابراین، علم تجربی اگر با روش صحیح و استدلال معتبر به شناخت واقعیت‌ها دست یابد، می‌تواند زمینه فهم عمیق‌تر از جهان آفرینش را فراهم کند.
البته در این مسیر باید از دو آسیب پرهیز کنیم: نخست، علم‌زدگی و تطبیق شتاب‌زده آیات و روایات با نظریه‌های علمی ناپایدار؛ دوم، جمود فکری و نادیده‌گرفتن دستاوردهای معتبر علمی به دلیل برداشت‌های غیرقطعی و نادرست.
ما باید به این اصل توجه کنیم که حقیقت با حقیقت تعارض ندارد؛ اگر تعارضی میان یک برداشت دینی و یک یافته علمی مشاهده شد، باید با دقت بررسی کنیم که آیا برداشت ما از دین صحیح بوده یا آن یافته علمی از اعتبار و قطعیت کافی برخوردار است.
این نگاه می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری یک تعامل سازنده میان حوزه و مراکز علمی باشد.
رسا- نقش نخبگان حوزوی در جهت‌دهی به «اخلاق علم»؛ برای مثال در هوش مصنوعی، مهندسی ژنتیک و فناوری‌های نوین چیست؟ چگونه می‌توانیم از حوزه برای ساختن یک «اخلاق علمی اسلامی» استفاده کنیم؟
یکی از مهم‌ترین چالش‌های جهان امروز این است که سرعت پیشرفت فناوری در بسیاری از موارد از سرعت تدوین چارچوب‌های اخلاقی و حقوقی آن بیشتر است.
امروز هوش مصنوعی می‌تواند در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی، پزشکی، آموزشی و حتی امنیتی نقش‌آفرینی کند. مهندسی ژنتیک نیز امکان مداخله در ساختارهای زیستی و وراثتی انسان و سایر موجودات زنده را فراهم کرده است. این تحولات در کنار فرصت‌های ارزشمند، پرسش‌های جدی اخلاقی و شرعی ایجاد می‌کنند.
برای نمونه، در حوزه هوش مصنوعی باید درباره مسئولیت‌پذیری در تصمیم‌های الگوریتمی، حفظ حریم خصوصی، عدالت در دسترسی به فناوری و جلوگیری از تبعیض بحث کنیم. در مهندسی ژنتیک نیز موضوعاتی مانند کرامت انسانی، حدود مداخله در خلقت، حقوق نسل‌های آینده و پیامدهای زیستی و اجتماعی فناوری اهمیت دارد.
نخبگان حوزه در این عرصه باید از جایگاه صرفاً ناظر یا منتقد بیرون بیایند و به یکی از بازیگران اصلی تولید چارچوب‌های اخلاقی تبدیل شوند.
به اعتقاد من، برای شکل‌گیری اخلاق علمی اسلامی، چند اصل اساسی باید مورد توجه قرار گیرد:
1. کرامت انسانی: هرگونه پیشرفت علمی باید با حفظ شأن و منزلت انسان همراه باشد.
2. عدالت و رفع تبعیض: فناوری نباید صرفاً در اختیار گروهی محدود قرار گیرد و زمینه محرومیت دیگران را فراهم کند.
3. مسئولیت‌پذیری: دانشمندان و صاحبان فناوری باید نسبت به پیامدهای اقدامات و اختراعات خود مسئول باشند.
4. حفظ محیط زیست و حقوق نسل‌های آینده: توسعه علمی نباید به قیمت تخریب طبیعت و تضییع حقوق آیندگان تمام شود.
5. صیانت از حریم خصوصی و حقوق فردی: استفاده از فناوری‌های جدید باید با رعایت حقوق و آزادی‌های مشروع انسان‌ها همراه باشد.
حوزه علمیه می‌تواند با بهره‌گیری از ظرفیت فقه، اصول فقه، فلسفه اخلاق، کلام اسلامی و تعامل با متخصصان علوم جدید، چارچوبی منسجم برای اخلاق فناوری ارائه کند.
در این میان، تجربه فعالیت در حوزه جهاد کشاورزی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. امروز امنیت غذایی، سلامت محصولات کشاورزی، اصلاح ژنتیکی گیاهان، مدیریت منابع آب و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین کشاورزی، از موضوعاتی هستند که هم به تخصص علمی نیاز دارند و هم باید در چارچوب اخلاق و احکام اسلامی مدیریت شوند.
بنابراین، اخلاق علمی اسلامی نباید صرفاً مجموعه‌ای از توصیه‌های نظری باشد؛ بلکه باید به سیاست‌گذاری، قانون‌گذاری، پژوهش و مدیریت فناوری جهت بدهد.
رسا-جمع‌بندی و سخن پایانی خود را بیان بفرمایید.
اگر بخواهم در یک جمع‌بندی عرض کنم، معتقدم حوزه‌های علمیه در شرایط کنونی در نقطه‌ای مهم از تاریخ خود قرار دارند. از یک سو باید از میراث عمیق علمی و معرفتی اسلام صیانت کنند و از سوی دیگر، با شناخت دقیق تحولات جهان، در عرصه تولید علم و نظریه‌پردازی حضور فعال داشته باشند.
امروز دیگر کافی نیست که حوزه صرفاً به پرسش‌های مطرح‌شده پاسخ دهد؛ بلکه باید قدرت مسئله‌شناسی، آینده‌نگری و تولید راه‌حل برای مسائل پیچیده جامعه بشری را در خود تقویت کند.
مرزشکنی علمی به معنای عبور از اصول و ارزش‌های دینی نیست، بلکه به معنای گسترش افق‌های معرفتی، عبور از محدودیت‌های روش‌شناختی و ورود مسئولانه به عرصه‌های جدید دانش است.
ما باید به این باور برسیم که دین ظرفیت پاسخ‌گویی به نیازهای متغیر بشر را دارد و این ظرفیت زمانی به‌درستی آشکار می‌شود که عالمان دینی با شناخت عمیق از زمان، موضوعات و دانش‌های نوین، به میدان بیایند.
در نهایت، اقتدار علمی، استقلال فرهنگی و پیشرفت تمدنی سه ضلع یک منظومه واحد هستند و حوزه‌های علمیه می‌توانند با تربیت نخبگان زمان‌شناس، پژوهشگران توانمند و اندیشمندان آشنا با علوم نوین، سهم مهمی در تحقق این منظومه و شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی ایفا کنند.


نظرات شما