عصر قم - بخش پایانی پیام حضرت آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنهای به مناسبت عید غدیر و سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، بیش از آنکه ناظر به گذشته باشد، افقی رو به آینده ترسیم میکند.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، بخش پایانی پیام حضرت آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنهای به مناسبت عید غدیر و سالگرد ارتحال امام خمینی(ره)، بیش از آنکه ناظر به گذشته باشد، افقی رو به آینده ترسیم میکند. در این بخش از پیام توصیف می شود، شرایط جدید منطقهای و جهانی، «فرصت تازهای» برای معرفی عملی مکتب امام خمینی(ره) و رهبر شهید انقلاب اسلامی فراهم کرده است؛ فرصتی که مسئولیت آن بیش از همه بر دوش نسل جوان، نخبگان و فعالان عرصه فکر و هنر قرار دارد.
ایشان تصریح میکنند: «اکنون فرصت تازهای برای معرفی عملی و تحقق بخشیدن به مکتب خمینی کبیر و خامنهای عزیز شهید بهعنوان رهبران مظلوم امّا مقتدر و البته پیروز انقلاب اسلامی در سراسر جهان فراهم شده است.»
در این عبارت، چند نکته کلیدی وجود دارد. نخست آنکه از نگاه ایشان، امام خمینی(ره) و رهبر شهید انقلاب اسلامی صرفاً رهبران یک کشور نیستند؛ بلکه حاملان مکتبیاند که ظرفیت معرفی و اثرگذاری در سطح جهانی دارد. دوم آنکه این معرفی نباید صرفاً در سطح شعار و تبلیغ باقی بماند؛ بلکه باید «معرفی عملی» باشد؛ یعنی ارزشها و اصول این مکتب در رفتار اجتماعی، مدیریت، فرهنگ، علم، هنر و پیشرفت کشور نمود پیدا کند.
نکته سوم، توصیف این دو شخصیت به عنوان «رهبران مظلوم امّا مقتدر و البته پیروز» است. این تعبیر نشان میدهد که از منظر نویسنده، فشارها، تحریمها، جنگ رسانهای و دشمنیهای گسترده، به معنای شکست انقلاب اسلامی نیست. برعکس، استمرار و گسترش این حرکت در برابر چنین فشارهایی، نشانهای از قدرت و پیروزی آن تلقی میشود.
پس از طرح این افق جهانی، پیام به سراغ مهمترین بازیگران تحقق آن میرود: «این نقش مهم بر عهدهی آحاد ملّت خصوصاً جوانان، نخبگان و اهالی فکر و اندیشه و هنر است.»
این جمله را میتوان نوعی انتقال مسئولیت تاریخی دانست. ایشان معتقدند مرحله جدید انقلاب اسلامی بیش از هر زمان دیگری به نقشآفرینی فرهنگی، فکری و تمدنی نیاز دارد؛ نقشی که جوانان و نخبگان باید آن را بر عهده بگیرند.
در این نگاه، آینده ایران صرفاً با تصمیمات سیاسی یا اقدامات اقتصادی ساخته نمیشود؛ بلکه به میزان باور، خلاقیت، مسئولیتپذیری و حضور فعال نسل جوان در عرصههای مختلف وابسته است. از همین رو پیام، جوانان را به حرکت بر اساس همان مکتب فرا میخواند؛ مکتبی که زیربنای آن «قیام لله» و اعتماد به وعدههای الهی است.
ایشان در ادامه میگویند: «بر اساس همین مکتب با اعتماد به وعدههای خداوند، در سایهی توجهات سرورمان عجّلاللهتعالیفرجهالشریف و در مسیر اسلام ناب یعنی خط نورانی ترسیم شده در دوران دویستوپنجاه سالهی حضور صاحبان عصمت و ولایت کُبری صلواتاللهوسلامهعلیهماجمعین، آیندهی درخشان ایران عزیز را بسازند.»
این فراز، انقلاب اسلامی را در امتداد تاریخ اهلبیت(ع) و جریان ولایت تفسیر میکند. بر این اساس، آیندهسازی برای ایران تنها یک پروژه ملی نیست؛ بلکه بخشی از استمرار همان خط نورانی است که از دوران حضور ائمه معصومین(ع) آغاز شده است.
در پایان پیام، دعا و آرزو جایگزین تحلیل میشود؛ اما همین دعا نیز حامل یک معنا و جهتگیری روشن است. رهبر معظم انقلاب از خداوند میخواهد «این ملّت بعثت یافته را به پیروزی نهائی و قلّههای باشکوه پیشرفت و عظمت، نائل» کند.
ترکیب «ملت بعثتیافته» جمعبندی همه مباحث پیشین پیام است. ملتی که با مکتب امام بیدار شد، با رهبری رهبر شهید به بلوغ بیشتری رسید، در برابر فشارها ایستادگی کرد و اکنون مأموریت دارد آیندهای روشنتر بسازد.
همچنین درخواست برای رسیدن به «قلّههای باشکوه پیشرفت و عظمت» نشان میدهد که در نگاه نویسنده، انقلاب اسلامی تنها پروژهای سیاسی یا نظامی نیست؛ بلکه هدف آن دستیابی به پیشرفت همهجانبه، عزت ملی و شکوفایی تمدنی است.
در نهایت، این یادداشت پایانی و در مجموع این سلسله یادداشتها، تصویری از یک منظومه فکری منسجم ارائه میکند: غدیر و ولایت، قیام لله، نقشآفرینی مردم، استمرار مکتب امام در رهبری انقلاب، ایستادگی در برابر جنگ ترکیبی دشمن و مسئولیت جوانان برای ساخت آینده ایران.
پیام حضرت آیت الله سیدمجتبی حسینی خامنهای در حقیقت دعوتی است به بازگشت به این مبانی و تبدیل آنها به برنامهای عملی برای آینده؛ آیندهای که از نگاه او، با حفظ ایمان، امید، وحدت و اعتماد به ظرفیتهای ملت ایران، میتواند به «قلّههای باشکوه پیشرفت و عظمت» منتهی شود.